تبليغاتX
دغدغه های جوان بندردیری(غلامرضا درویشی)







دغدغه های جوان بندردیری(غلامرضا درویشی)

تصاویری از اجرای نمایش پژوهشی چنددر صنعت چاپار

عکاس:استادحسین فخرایی
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 19:53 توسط غلامرضا درویشی |

اجرای تئاتربابازیگری خودم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 17:33 توسط غلامرضا درویشی |

اجرای غیر مترقبه نمایش "پژوهشی بی‌حاصل در صنعت چاپار"

دوستان اول بسم ا... بگم که امشب دوشنبه ۱۶شهریور قراره اجرای تئاتر در پلاتوی  مجتمع فرهنگی هنری شهر دیر داشته باشیم.نمی پرسید چرا یهویی ؟ بی خبری؟ اصلا کی تصمیم گفتین؟ کی گروه شکل گرفت؟ کی تمرین کردین؟کی...

 به هر حال .چند سالی است که مد شده هرکسی تو هرجا مسئول گروهی شد خودش خودسرانه تصمیم بگیره و هرچی که خودش دلش خواست رو انجام بده.اگه کسی هم اعتراض یا انتقادی کرد بگه من رئیسم و هر چی من گفتم درسته و باید اجرا بشه.خلاصه ما نفهمیدیم کی تمرین کردیم کی نقش ها رو پیدا کردیم کی به اوج آمادگی رسیدیم.یکی نیست به این کارگردان ما وبه قول خودش رئیس ما اصلا کلا ارباب ما آقای رضاخان مختارزاده بگه آخه مگه قرار نیست ما رو ی صحنه بازی کنیم پس چرا ۳چهار روز زودتر به ما نمی گی که اجرا چه موقع است. من باید بیام تو وبلاگت بخونم که دوشنبه شب می خوای اجرا کنی وهمه رو هم دعوت کردی.

خدمت دوستان عرض کنم که امشب اجرای تئاتر "پژوهشی بی‌حاصل در صنعت چاپار"به نویسندگی و کارگردانی دوست خوبم(البته اینطور که معلومه ارباب بزرگ ما)آقای رضا مختارزاده و بازی بازیگران خوب و بامرام یوسف ابراهیمی.فضل ا... عمرانی و خانمش زیبا دریاسفر. خانم هانیه بحرینی.خودم و دیگردوستان وعوامل در مجتمع نفت برگزار میشه البته جهت نقد وبررسی و انطور که شنیدم اجرای اصلی هم به مدت ۱۰ شب بله شوخی نمی کنم ۱۰شب از اواخر شهریور به روی صحنه خواهدرفت(تا ببینیم خدا چی می خواد)

خلاصه اومدم بگم که دوستان نگن  نگفتی وما هم بی تماشاگر بمونیم.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 15:16 توسط غلامرضا درویشی |

پدر بزرگ رفت..برای همیشه....

پدر بزرگ رفت..برای همیشه....

سلام وادب مدتی می گذرد که مطلبی ننوشته ام وآنطور که شایسته بوده به دوستان وعزیزان بزرگوارنتوانسته ام عرض ادب کنم.بخشیدن از بزرگواری شما

پدربزرگ مهربان وسراسرصمیمیت, بزرگمردعلم وادب وتقوا وبزرگ خاندان ازمیان ما رخت بربست وبه سرای جاوید شتافت .ساعاتی دیگراورا بدرقه میکنیم تا برای همیشه در خاک آرام بگیرد.

                                ای  چــــرخ  فلک خرابی از کینه  تست

بیدادگـــری     پیشه      ديرينه    تسـت

وی   خـــاک  اگر  سينه    تو   بشکافند

بس  گوهر  قیمتی  که در سینه  تست

<< روحت شاد تا قیامت>>

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 5:37 توسط غلامرضا درویشی |

من از میرحسین حمایت میکنم

انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است ودوستان زیادی در کوچه و خیابان ویا باتلفن از بنده مکررا سوال میکنند که در انتخابات ریاست جمهوری به چه کسی رای میدهم؟

من چون شخصا هیچ وقت در زندگی سعی نکردم پنهان کاری کنم و حرفی که باید زد رو میزنم وهیچ وقت هم دنبال رسیدن به جایی وبه هرقیمتی نیز نبودم و همیشه مواضع خودم رو شفاف اعلام کرده ام وخودم فکر میکنم نمی گذارم دیگران به جایم و برایم فکر کنندوخودم وشخصیتم را برای منافع شخصی دیگران نمی فروشم.

من تصمیم گرفتم در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به جناب آقای مهندس میرحسین موسوی رای بدهم و از ایشان در حد توان حمایت کنم.چون میدانم که ایشان پس از سالها وبا بازگشتشان به دنیای سیاست هدف والا و مقدسی رو ترسیم کردند که ما همه باید به ایشان کمک کنیم تا سبب پیشرفت میهن عزیزمان ایران فراهم شود .

به نظر من میرحسین میتواند...

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:7 توسط غلامرضا درویشی |

اول اردی بهشتروز تولد خودم و وبلاگم است.

مطلبم را روز تولدم می گذارم

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 12:33 توسط غلامرضا درویشی |

سلام  بر همه ی دوستان

عید نوروز و سال جدید رو به همه ی دوستان تبریک عرض می کنم.

دوستان وهمراهان همیشگی و با محبت

شاید مدتی را نتوانم مطلبی بگذارم یا روزانه به دوستان سر بزنم ومطالبتون رو بخونم آخه تقریبا پانزده شانزده روزی میشه که پدر بزرگـــــم"حسین درویشی مشهــــور به ملا حسین" در بستر بیماری میباشد.ومن هم تمام وقت در کنار بسترش حضور دارم تا اگرکاری ازدستم برمی آید انجام دهم.دیگر مثل سابق نمی توانم به اینترنت بیایم و به دوستان بزرگوار سربزنم .همینجا از تمام کسانی که با smsوایمیل وصندوق نظرات وبلاگ به بنده لطف داشته اند و من نتوانستم محبتشان را پاسخ دهم عذر میخواهم .امیدوارم شرایط بهبود یابد تا بتوانم بیشتر درخدمت دوستان بزرگوار باشم.

برای بهبود و سلامتی پدربزرگم دعا کنید.

خاک پای همه ی دوستان و بازدید کنندگان عزیزهستم.

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 19:30 توسط غلامرضا درویشی |

دیداربا سید محمد خاتمی

با سلام خدمت دوستان

روز جمعه  برای دیدار با آقای خاتمی از دیر عازم بوشهر شدم . شب را در منزل یکی ازدوستان که واقعا مرا شرمنده نمودند سپری کردم. با دوستان تا پاره ای ازشب به صحبت و تماشای فیلم گذشت.صبحانه و نهار رادر یک نوبت خلاصه کردم وبه سوی مسجد جامع شیخ عطار حرکت کردم.فضای شهر خیلی جالب بود.مردم خیلی زودتر از ساعت تعین شده اومده بودند.مسجد خیابان  جای سوزن انداختن نبود.

مردم با شعار خاتمی دوستت داریم/ای مظهر ماه ومهر خوش آمدی به بوشهر/یار دبستانی من/آزادی اندیشه بی خاتمی نمیشه.... انتظار اومدن خاتمی رو می کشیدند.البته در حین شعار ها گاهی مواقع عده ای انگشت شمار قصد برهم زدن اوضاع رو داشتند که باشعار /درود بر مخالف /مردم مواجه شدند . بالاخره آقای خاتمی تشریف آوردند و طبق برنامه قرار بود در مسجد سخنرانی کنند اما به علت استقبال بی نظیر مردم تصمیم برسخنرانی بیرون از مسجد و کنار خیابان گرفته شد.سخنرانی با فضایی زیبا شروع و به پایان رسید.مردم تا ساعاتی بعد از رفتن جناب آقای خاتمی هنوز درمحل مانده بودند و با اشعار مختلف از خاتمی پشتیبانی می کردند.

رقص پرچم های سه رنگ میهن شادابی خاصی به مراسم بخشیده بود.

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 20:33 توسط غلامرضا درویشی |